حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 46
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
كتيبههاى ايرانى و آسورى و بابلي و مصرى و غيره موفق نشده بودند و حفريّاتى در جاهاى تاريخى به عمل نيامده بود يگانه منابع اطّلاعات تاريخى ما راجع بعهد قديم مورّخين يونانى و رومي و ارمنى و عرب و غيره بودند و ليكن از وقتى كه پيشرفتهاى مذكور حاصل شده مطالب زيادى روشنتر گرديده يا تصحيح شده و از جمله اسامى شاهان و رجال ايران را كه يونانيهاى قديم براى تجانس با زبان خود تصحيف كردهاند حالا بطور صحيح ميدانيم و به همين جهة در اين كتاب اين ترتيب اتّخاذ گرديده كه اگر در كتيبهها و الواح قديمه كه بدست آمده اسامى شاهان و مردمان و محلها ضبط شده عين آن را ذكر كردهايم والّا چنان كه مورّخين عهد قديم نوشتهاند نوشتهايم بايد اذعان كرد كه ما تاريخ ايران قديم را كاملا نميدانيم زيرا يونانيها و روميها و غيره غالبا وقايعى را كه بممالك خودشان مربوط بوده يا در حدود غربى ايران روى داده نوشتهاند و چه حوادث و وقايع بسيار كه در داخله ايران يا در حدود شمالي يا شرقى آن روى داده و از خاطرها محو گشته باوجوداين چون كاوشها و تحقيقات تاريخى دنبال مىشود ميتوان اميد داشت كه بعدها تاريخ ايران از اينكه هست روشنتر خواهد بود بخصوص اگر حفريّات علمى در جاهاى تاريخى ايران به عمل آيد « 1 » يونانيهاى قديم كه راجع بتاريخ ايران آثارى از خود گذاشتهاند راجع بتاريخ ايران قديم اشخاصى از يونانيهاى قديم و غيره كتبى از خود
--> ( 1 ) - اگر بگوئيم كه كاوشها و تحقيقات جديده در آسور و بابل و مصر و غيره تاريخ مشرق قديم را چنان كه در صد سال قبل بود زيروزبر كرده اغراق نيست بقدرى اسناد مهم بدست آمده كه تنها فهرست آن هم در يك كتاب بزرگ نگنجد و مواد باندازهاي زياد است كه سالها موضوع مداقه و مطالعات خواهد بود ولى اين انقلاب علمى شامل تاريخ ايران قديم نيست يا اگر هم باشد فقط مىتوان گفت يكى از بالهاى آن تماسى با ايران نموده زيرا در ايران كاوشها و تحقيقات در امكنه تاريخى باستثناى يكى دو محلّ هنوز صورت نيافته و بنابراين نوشتههاي مورّخين قديم هنوز منابع مهم اطّلاعات ما راجع بايران قديم است